۱۳۹۱ دوشنبه ۱ خرداد / Monday, May 21, 2012

این خبر درد دارد

این خبر درد دارد

۱۳۹۰ چهارشنبه ۲۶ بهمن
بازدید : 2660
کد خبر : 22743




نسخه مناسب چاپ

 وبلاگ ' گمنام مثل پدرم ' در مطلبی خطاب به پدر جاوید نشانش نوشت :

لا...لا...گل پونه ...

نه ... خوابم نمی برد.خیلی وقت است که چشم های بابا ندیده ام روی هم نمی رود

بچه که بودم وقتی خوابم نمی برد عزیز جون می گفت : ستاره ها را بشمار ... و من  به جای ستاره ها

روزهای نبودنت را می شمردم

راستی بابا، بیست وچهار سال نبودنت یعنی چند روز ؟؟

مادر که می گوید: یک قرن ...

بابابیست وچهار سال است که هر وقت می گویند: نام پدر ؟ صدای سوختن دلم را می شنوم ...

بابا مادر هنوز فکر می کند که تو می آیی ...

هر سال من را می فرستد شلمچه دنبال تو بگردم و خودش خانه را آماده می کند برای آمدنت ...

بابا مادر برای روز تولدم شمع بیست وچهارسالگی خرید

 

شمع بیست وچهار سالگی خرید و من بیست وچهار سال بی بابایی ام را فوت کردم


 

بابا من دلم  تو را می خواهد ...

 

 

عزیز جون می گفت: همیشه بابا دوست داشت موهایت راببافدو حالا که چند تار موی سپیدم را می بیند

بغضش می گیرد و می گوید : ننه جان اگر بابا ببیند غصه می خورد

من هم میان گریه هایم می خندم و می گویم: عزیز جان بگذار غصه بخورد... چقدر بی انصاف است این داماد تو




منبع: نیک صالحی


کلید واژه ها :
نظرات ارسالی از سوی خوانندگان وب سایت خبرخونه.
نظر خود را برای ما ارسال نمائید...
نام: ایمیل: وب سايت / وبلاگ:
نظر:
از طریق فرم زیر این خبر را برای دوستان خود ارسال نمائید.
نام شما: ایمیل شما: ایمیل(های) دوستان شما:
ایمیل های را با کاما "," از هم جدا کنید
متن نامه: